منبع کدهای وبلاگ
اینجا... سکوت:فریاداست!

اینجا... سکوت:فریاداست!

برای سبز بودن بهار لازم نیست. تو خود جوانه باش و بروی.



Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

ممنونم از خدا که تو را آفریده است 

 

پای تو را به خلوت قلبم کشیده است 

 

آن چشم مست که دام بلا شد برای دل 

 

هرگز کسی به عالم و آدم ندیده است 

 

گفتی دلی به غیر دلم مبتلا نشد 

 

بنگر که قلب این همه پایت طپیده است 

 

لیلای سرزمین منی این عجب که نیست 

 

مجنون صفت به سوی تو روحم دویده است

نوشته شده در 1390/11/01ساعت 10:41 توسط محسن نظرات 0 |

دوستت دارم عزیزم از همیشه بیشتر


آفتابی شو بیا نزدیک من تو  پیشتر


روزهایم بی تو رنگی سرد و خلوت داشتند


حال با من گفتگو کن ای زمن تو خویشتر

نوشته شده در 1390/10/12ساعت 11:00 توسط محسن نظرات 2 |

تو بنا شد حامی ام باشی ولیکن نیستی 

 

آسمان آبی ام باشی ولیکن نیستی 

 

یک دو روزی با دلم ماندی و گفتم کاشکی 

 

مرهم تنهایی ام باشی ولیکن نیستی 

 

تا سحر من بی قرارم با که ای ای شهرزاد 

  

چاره بر بی خوابی ام یاشی ولیکن نیستی 

  

هستی ام را در نبودت من به چاه انداختم  

 

تا که شاید ناجی ام باشی ولیکن نیستی

 

نوشته شده در 1390/09/21ساعت 11:42 توسط محسن نظرات 3 |

الحق که تو خوبی و غزل باز بهانه است 

 

هر بیت نگاهت گلم انگار ترانه است 

 

آنقدر بزرگی که در این شعر نگنجی 

 

دریای دو چشمت یم بی هیچ کرانه است 

 

آهسته تو در لوح دلم نقش گرفتی 

 

اینگونه به دل ماندنت ای دوست فسانه است

نوشته شده در 1390/09/10ساعت 18:51 توسط محسن نظرات 1 |

تو کی بودی؟ 

 

کجای خاطرم گل کرد لبخندت ؟

 

که من از اولین دیدار قلبم را 

 

میان خنده هایت ساده گم کردم. 

 

تو کی بودی؟ تو کی بودی؟

نوشته شده در 1390/08/11ساعت 19:13 توسط محسن نظرات 0 |

امشب که می خندی واسه من ماه تو چشاته 

 

گل آتیشه خنده ات که نشسته رو لباته 

 

پرمیشه فضای دل من عطر تو داره 

 

شب با نفست پر شده از ماه و ستاره 

 

تو رو دوس دارم آره     تو رو دوس دارم آره

نوشته شده در 1390/07/16ساعت 11:22 توسط محسن نظرات 0 |

خیلی ممنونم ازت که به من این حس رو دادی 

 

گاهی وقتا لازمه گریه کردن تو شادی 

 

گاهی وقتا لازمه دلت از غم بگیره 

 

بگی صبر کن بگه نه!دیگه خیلی دیره 

 . 

گاهی وقتا لازمه اگه عشقت رو می خوای 

 

بگی دوستت دارم آه ... 

نوشته شده در 1390/04/31ساعت 11:07 توسط محسن نظرات 5 |

چقد سخته که تو باشی و دور از دست من باشی 

 

حالا که عاشقی حیفه تو هم دوباره تنها شی 

 

بیا با هم از این تقدیر ازین دلشوره پر گیریم 

 

من و تو تا ته جاده به این عاشقی در گیریم 

 

بذار دستاتو تو دستام بذار گم شن سیاهی ها 

 

بمون حالا کنار من نری سمت دو را هی ها  

.

نوشته شده در 1390/04/23ساعت 10:04 توسط محسن نظرات 0 |

(( پای لنگ ))

کبوترها لبه ی بام بیخ هم کز کرده و نرها همانطور که دور ماده ها می چرخیدند روی هم بن غُر می رفتند. زن روی حیاط سیمانی نشسته بود و لباس می شست. باد که وزیدن گرفت، با پشت دست عرق پیشانی اش را پاک کرد و به آسمان نگاهی انداخت و گفت :

ـ (( این آسمون امروز می باره ))                                

و بلند صدا زد :

ـ (( زیبا زودتر بِجُم ، هوا ابریه ))

و دوباره درون تشت را چنگ زد. مرغ و خروسها دور و برش پرسه می زدند و پای درختها پاکور می کردند.

دختر با سبد بزرگی بیرون آمد و آن را کنار زن که گذاشت کمرش را با دست گرفت و ایستاد و همانطور که شانه هایش را به آرامی می مالید با غرلند گفت :

ـ (( کِیف و نوشاش مال یکی دیگه س ، خر حمالیهاش مال ما ... ))

و با دست مرغها را هی کرد . روی تکه سنگ زیر پایش نشست و درون تشت را چنگ زد . مرغها که از ترس او عقب پریده بودند دوباره دورشان شروع به گشتن کردند .      

زن که سرش پائین بود و یقه ی لباس را می مالید گفت :

ـ (( ان شاءالله که خوشبخت بشن . بازم خدا خیرشون بده .))

و چند بار آن را درون تشت فرو برد و بیرون آورد و ادامه داد :

ـ (( بنده های خدا کلی بهمون محبت می کنن . ))

ـ (( در راه خدا که کمک نمی کنن ، عوضش کلی براشون خرحمالی کردی . ))

و لباسها را محکم تر چنگ زد .

ـ (( زودتر بِجُم می ترسم بارون بگیره ))


ادامه مطلب
نوشته شده در 1390/04/23ساعت 09:39 توسط محسن نظرات 0 |

گفتم آهسته تر قدم بزنم 

 

لب ایوان دل این بار 

 

تا مبادا! خدا نکند! 

 

تو بفهمی که عاشقم ...  

 

. 

 

نوشته شده در 1390/04/16ساعت 09:32 توسط محسن نظرات 1 |
چت روم

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس